با دست هایی که دیگر دلخوش به النگو هایی نیس که زرق و برقش شخصیتم باشد من زنم .... و به همان اندازه از هوا سهم میبرم که ریه های تو مرحوم سیمین دانشور روزم مبارک زندگي، حركتي دوري، دوري باطل، آمدي و رفتي تكراري و بيهوده، كار اصلي؟ پير شدن، نتيجۀ واقعي؟ پوسيدن. نوساني يكنواخت و ابلهانه. شكنجه اي سيزيف وار. روز، مقدمه اي بر شب. شب، مقدمه اي بر روز و سرگرم بازي خنك و مكرر اين دو موش سياه و سفيد كه ريسمان عمر را مي جوند و كوتاه مي كنند تا مرگ. دكتر شريعتي از كتاب مناسك حج پ.ن ۱: سیزیف : قهرمانی در اساطیر یونان است. او فرزند آئلوس و انارته و همچنین همسر مروپه است. سیزیف پایه گذار و پادشاه حکومت افیرا است . از او به عنوان حیلهگرترین انسانها نام میبرند چون نقشههای خدایان را فاش کرد. سیزیف همچنین به خاطر مجازاتش در هادس مشهور است. او میبایست سنگ بزرگی را بر روی شیبی ناهموار تا بالای قلهای بغلتاند و همیشه لحظهای پیش از آن که به انتهای مسیر برسد، سنگ از دستش خارج میشد و او باید کارش را از ابتدا شروع میکرد. امروزه به همین دلیل به کارهایی که علی رغم سعی و تلاش بسیار هرگز به آخر نمیرسند کاری سیزیفوار میگویند. پ .ن ۲: سلام با كمي تاخير سال نو مبارك اميد وارم سال خوبي را شروع و تا پايان سال به پايان برسانيد. پ .ن۳: ببخشيد كه تلخم به خدا نيت كرده بودم ديگه امسال تلخ نباشم ، زمان سال تحويل گفتم امسال نقش اميد واري تو زندگي بيشتر كنم . اما چه كنم كه نمي شه !!!!!!!!!!!! "به خاطر خبر فوت یکی از اقوام " خدا رحمتت كنه خدا بيامورز ! مي دونم اگه مي دونستي اين سرنوشت در انتظارته هيچ وقت اما حيف ..... سکوت ، همیشه نشانه رضایت نیست! خفـــــه می شـــود پـشت ِ یـک بـغـض . . . در جواب ِ دخترم که پرسيد: چرا مرا به دنيا آوردي؟ زيرا سالهاي جنگ بود زيرا بالاي سي سال داشتم زيرا طلاق واژه اي ست زيرا تو هرگز نميتواني بگويي: و هيج چيز، هيچ چيز در اين دنيا نمي تواند و تو بيزاري از من و هرگز مرا نخواهي بخشيد روياهاو آرزوهاي دور و درازت پ ن : «در جواب دخترم که پرسيد: چرا مرا به دنيا آوردي؟» سروده شده توسط فريده حسن زاده به زبان انگليسي به عنوان نامزد دريافت جايزه ادبي پوشکارت معرفي شد. نه تلخم ، نه شیرین ، مزه ی بی تفاوتی میدهم این روزا جنس حالم زیاد مرغوب نیست حسین (ع) بیشتر از آب تشنه لبیک بود افسوس که بجای افکارش زخمهای تنش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند. (شريعتي) انشاء الله امسال اگه اشکمون درآمد به درد حسین باشه . برآورده میشه منم جوگير شدم چون تقارن داشت با روز تولدم یه عالمه آرزو كردم مي گن روز تولد آدم ، آرزوش برآورده مي شه ديگه تقارن داشته باشه با این روز چي مي شه .! اشک شادی شمع نیگا کن که واست میچکه چیکه چیکه کام همه رو بیا شیرین کن بیا کیک و ببر تیکه تیکه همه جمع شده اند دور تو امشب گل بوسه میدن که بچینی در جشن تولدت عزیزم همه انگشترن تو نگینی نیگا کن هدیه هارو نیگا بادکنکا رو عجب شب قشنگی باران مي بارد به حرمت كداممان نمي دانم ! من همين قدر را مي دانم باران صداي پاي اجابت دعاست و خدا با همه جبروتش دارد ناز مي خرد . نياز كن ....
میدانی ؟ درد آور است من آزاد نباشم که تو به گناه نیفتی
قوس های بدنم به چشم هایت بیشتر از تفکرم می آیند
دردم می آید باید لباسم را با میزان ایمان شما تنظیم کنم
دردم می آید ژست روشنفکریت تنها برای دختران غریبه است
به خواهر و مادرت که میرسی قیصر می شوی
دردم می آید در تختخواب با تمام عقیده هایم موافقی
و صبح ها از دنده دیگری از خواب پا میشوی
تمام حرف هایت عوض میشود
دردم می آید نمی فهمی
تفکر فروشی بدتر از تن فروشی است
من محتاج درک شدن نیستم / دردم می آید خر فرض شوم
دردم می آید آنقدر خوب سر وجدانت کلاه میگذاری
و هر بار که آزادیم را محدود میکنی
میگویی من به تو اطمینان دارم اما اجتماع خراب است
نسل تو هم که اصلا مسول خرابی هایش نبود
میدانی ؟ دردم می آید
زندگي؟ تماشائي، و تماشاي صبح و شامهاي بيحاصل، بي معني، يك بازي بيمزه و بيانجام، وقتي نداري، همه رنج و تلاش و انتظار، و قتي مي يابي و مي رسي، هيچ، پوچ، فلسفه عبث، نيهيليسم!
![]()
شاید کسی دارد
و من نيازمند ِ عشق بودم
براي چشيدن ِطعم آرامش.
و مي ترسيدم از پژمردن
پيش از شکفتن و غنچه دادن.
تنها براي مرد و زن
نه براي مادر و فرزند.
مادر ِ سابق ِ من
حتي وقتي جنازهام را تشييع مي کني.
ميان ِ مادر و فرزند جدايي افکند
نفرت يا مرگ حتي.
زيرا تو را به دنيا آورد ه ام
تنها به خاطر ِ ترسم از تنها ماندن
تا زماني که خود فرزندي به دنيا آوري
ناتوان از تاب آوردن ِ خاکستر ِ سوزان ِ
کوله بارم بردوش،
سفری می باید،سفری تا ته تنهایی محض،
هرکجالرزیدی،از سفرترسیدی،
فقط آهسته بگو: من خدا رادارم…!
ودیکر هیج
| Design By : Night Melody |

