تبليغاتX
دلم نوشت

دلم نوشت

با دست هایی که دیگر دلخوش به النگو هایی نیس

که زرق و برقش شخصیتم باشد

من زنم .... و به همان اندازه از هوا سهم میبرم که ریه های تو 
میدانی ؟ درد آور است من آزاد نباشم که تو به گناه نیفتی 
قوس های بدنم به چشم هایت بیشتر از تفکرم می آیند 
دردم می آید باید لباسم را با میزان ایمان شما تنظیم کنم 
دردم می آید ژست روشنفکریت تنها برای دختران غریبه است 
به خواهر و مادرت که میرسی قیصر می شوی 
دردم می آید در تختخواب با تمام عقیده هایم موافقی 
و صبح ها از دنده دیگری از خواب پا میشوی 
تمام حرف هایت عوض میشود
دردم می آید نمی فهمی 
تفکر فروشی بدتر از تن فروشی است 

من محتاج درک شدن نیستم / دردم می آید خر فرض شوم 
دردم می آید آنقدر خوب سر وجدانت کلاه میگذاری 
و هر بار که آزادیم را محدود میکنی 
میگویی من به تو اطمینان دارم اما اجتماع خراب است 
نسل تو هم که اصلا مسول خرابی هایش نبود 
میدانی ؟ دردم می آید

 مرحوم سیمین دانشور

 روزم مبارک

نوشته شده در شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 11:20 توسط فهیم| |

زندگي، حركتي دوري، دوري باطل، آمدي و رفتي تكراري و بيهوده، كار اصلي؟ پير شدن، نتيجۀ ‌واقعي؟ پوسيدن. نوساني يكنواخت و ابلهانه. شكنجه اي سيزيف وار. روز، مقدمه اي بر شب. شب، مقدمه اي بر روز و سرگرم بازي خنك و مكرر اين دو موش سياه و سفيد كه ريسمان عمر را مي جوند و كوتاه مي كنند تا مرگ.

زندگي؟ تماشائي، و تماشاي صبح و شام‌هاي بيحاصل، بي معني، يك بازي بي‌مزه و بي‌انجام، وقتي نداري، همه رنج و تلاش و انتظار، و قتي مي يابي و مي رسي، هيچ، پوچ، فلسفه عبث، نيهيليسم! 

  دكتر شريعتي  از كتاب مناسك حج

پ.ن ۱: 

سیزیف : قهرمانی در اساطیر یونان  است. او فرزند آئلوس و انارته و همچنین همسر مروپه است. سیزیف پایه گذار و پادشاه حکومت افیرا  است . از او به عنوان حیله‌گرترین انسان‌ها نام می‌برند چون نقشه‌های خدایان را فاش کرد. سیزیف همچنین به خاطر مجازاتش در هادس مشهور است. او می‌بایست سنگ بزرگی را بر روی شیبی ناهموار تا بالای قله‌ای بغلتاند و همیشه لحظه‌ای پیش از آن که به انتهای مسیر برسد، سنگ از دستش خارج می‌شد و او باید کارش را از ابتدا شروع می‌کرد. امروزه به همین دلیل به کارهایی که علی رغم سعی و تلاش بسیار هرگز به آخر نمی‌رسند کاری سیزیف‌وار می‌گویند.

پ .ن ۲: سلام با كمي تاخير سال نو مبارك اميد وارم سال خوبي را شروع و تا پايان سال به پايان برسانيد.

پ .ن۳:  ببخشيد كه تلخم به خدا  نيت كرده بودم  ديگه امسال تلخ نباشم ،  زمان سال تحويل گفتم امسال  نقش اميد واري تو زندگي بيشتر كنم .

اما چه كنم كه نمي شه !!!!!!!!!!!!

"به خاطر خبر فوت یکی از اقوام "

خدا رحمتت كنه  خدا بيامورز ! مي دونم اگه مي دونستي اين سرنوشت در انتظارته  هيچ وقت  اما حيف .....

نوشته شده در شنبه بیست و ششم فروردین 1391ساعت 11:55 توسط فهیم| |

سکوت ، همیشه نشانه رضایت نیست!
شاید کسی دارد

خفـــــه می شـــود

پـشت ِ یـک بـغـض  . . .

نوشته شده در یکشنبه چهاردهم اسفند 1390ساعت 11:51 توسط فهیم| |

در جواب ِ دخترم که پرسيد: چرا مرا به دنيا آوردي؟

 زيرا سال‌هاي جنگ بود
و من نيازمند ِ عشق بودم
براي  چشيدن ِطعم  آرامش.

زيرا بالاي سي سال داشتم
و مي ترسيدم از پژمردن
پيش از شکفتن و غنچه دادن.

زيرا طلاق واژه اي ست
تنها براي مرد و زن
نه براي مادر و فرزند.

زيرا تو هرگز نمي‌تواني بگويي:
مادر ِ سابق ِ من
حتي وقتي جنازه‌ام را تشييع مي کني.

و هيج چيز، هيچ چيز در اين دنيا نمي تواند
ميان ِ مادر و فرزند جدايي افکند
نفرت يا مرگ حتي.

و تو بيزاري از من
زيرا تو را به دنيا آورد ه ام
تنها به خاطر ِ ترسم از تنها ماندن

و هرگز مرا نخواهي بخشيد
تا  زماني که خود فرزندي به دنيا آوري
ناتوان از تاب آوردن ِ خاکستر ِ سوزان ِ

روياهاو آرزوهاي دور و درازت

 پ ن :

«در جواب دخترم که پرسيد: چرا مرا به دنيا آوردي؟»  سروده شده  توسط  فريده حسن زاده به زبان انگليسي به عنوان نامزد دريافت جايزه ادبي پوشکارت معرفي شد. 

نوشته شده در سه شنبه یازدهم بهمن 1390ساعت 13:44 توسط فهیم|

نه تلخم ، نه شیرین ، مزه ی بی تفاوتی میدهم این روزا 

 جنس حالم زیاد مرغوب نیست

نوشته شده در یکشنبه یازدهم دی 1390ساعت 10:42 توسط فهیم| |

من خدا را دارم،
کوله بارم بردوش،
سفری می باید،سفری تا ته تنهایی محض،
هرکجالرزیدی،از سفرترسیدی،
فقط آهسته بگو: من خدا رادارم…!
ودیکر هیج
نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم آذر 1390ساعت 12:51 توسط فهیم| |

حسین (ع) بیشتر از آب تشنه لبیک بود

افسوس که بجای افکارش زخمهای تنش را نشانمان دادند

و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند. (شريعتي)

 انشاء الله  امسال اگه اشکمون درآمد به درد حسین باشه .

نوشته شده در یکشنبه سیزدهم آذر 1390ساعت 11:8 توسط فهیم| |

دیروز ۲۰۱۱.۱۱.۱۱   روز ۱۱ ماه ۱۱ سال ۲۰۱۱     به پيام برام  امد كه آسمان رو نگاه كن و يه آرزو كن

 برآورده میشه

منم جوگير شدم چون تقارن داشت با روز تولدم یه عالمه آرزو كردم

 مي گن روز تولد آدم ،  آرزوش برآورده مي شه ديگه تقارن داشته باشه با  این روز چي مي شه .!

نوشته شده در شنبه بیست و یکم آبان 1390ساعت 10:3 توسط فهیم|

اشک شادی شمع نیگا کن که واست میچکه چیکه چیکه

کام همه رو بیا شیرین کن بیا کیک و ببر تیکه تیکه

همه جمع شده اند دور تو امشب گل بوسه میدن که بچینی

در جشن تولدت عزیزم همه انگشترن تو نگینی

نیگا کن هدیه هارو نیگا بادکنکا رو عجب شب قشنگی

 

نوشته شده در شنبه بیست و یکم آبان 1390ساعت 9:51 توسط فهیم|

باران مي بارد به حرمت كداممان نمي دانم !

من همين قدر را مي دانم باران صداي پاي اجابت دعاست و خدا با همه جبروتش دارد ناز مي خرد .

 

نياز كن ....

نوشته شده در یکشنبه هشتم آبان 1390ساعت 11:4 توسط فهیم| |

Design By : Night Melody